
با سکوت ثانیه ها نمی ایستمحتی برای درک آن پندار دهشتناک،که زنده ام تا با تحمل هر ثانیه اش درد بکشمتو از من تاوان جاودانگی ات را می خواستیغافل از آنکهاین منم که به خاطره ها پناه می برمبه ضرب آهنگ خاطره انگیز صداییکه از جویبار حنجره تو من جاری می شدمی رفت و بی محابا به کویر قلب من فرود می آمدبه بن بست سکوت بعد از مرگو قامت افراشته تمامی آن ثانیه های صامت سفید رنگ سوگندکه بعد از توهیچ گاه به جز به اشتیاق دیدارت به پا هم نخواهم ایستاد. + نوشته شده در xa0پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۶ساعتxa020:10xa0 توسطxa0AMx...
ادامه مطلب